اناجیل واعمال رسولان رسالات پولس رسول رساله عبرانیان رساله یعقوب رسالات پطرس رسول رسالات یوحنا رسول رساله یهودا کتاب مکاشفه
انجیل متی رومیان افسسسیان دوم تسالونیکیان عبرانیان یعقوب اول پطرس اول یوحنا یهودا مکاشفه
انجیل مرقس اول قرنتیان فیلیپیان اول تیموتاوس دوم پطرس دوم یوحنا
انجیل لوقا دوم قرنتیان کولسیان دوم تیموتاوس سوم یوحنا
انجیل یوحنا غلاطیان اول تسالونیکیان تیطس
اعمال رسولان فلیمون
فهرست کلام خدا: عهد جدید X   پنجره را ببندید




کتاب مقدس برای تمام فصول (۱۷)

بخش «کتاب مقدس برای تمام فصول» شامل بررسی ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس است. با مطالعه یک فصل در هفته، شما در طول یک سال (۵۲ هفته) شناخت عمیق تری از حقایق و تعالیم اساسی کلام خدا حاصل می کنید و تصویری جامع از کل کتاب مقدس در ذهنتان شکل می گیرد. ( همه آیات از ترجمه فارسی هزاره نو و گاهی از ترجمه قدیم فارسی کتاب مقدس برگزیده شده اند.)
برای درک بهتر می توانید ابتدا فصل مورد بحث را در بخش انتهایی این صفحه بخوانید؛ سپس بررسی آن را در ابتدای همین صفحه دنبال کنید.

بررسی انجیل متی فصل ۱۳

با عرض سلام خدمت همه دوستان، ادوارد سرکیسیان هستم و فصلی دیگر از مجموعه ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس را بررسی خواهم کرد. فصل ۱۳ انجیل متی از عهد جدید را برای مطالعه برگزیده ام که برخی ویژگی ها و نحوه گسترش «ملکوت و پادشاهی خدا» را در این عصر توضیح می دهد. با مطالعه ۱۲ فصل اول انجیل متی به این موضوع پی می بریم که رهبران مذهبی یهود شامل کاهنان، صدوقیان، فریسیان و کاتبان با شنیدن پیام انجیل مسیح و با وجود اینکه شاهد عینی معجزات عظیم وی در سرزمین یهودیه(واقع در جنوب) و جلیل (واقع در شمال) بودند به عیسی ایمان نیاوردند و او را به عنوان مسیح موعود یهودیان نپذیرفتند؛ بی ایمانی و سخت دلی آنان به حدی بود که حتی معجزات مسیح را که با قوت روح القدس -روح حیات بخش خدا- از وی صادر می شد به شیطان نسبت دادند. بجز عده بسیار انگشت شماری، عامه مردم نیز که کورکورانه از رهبران مذهبی وقت پیروی می کردند به مسیح ایمان نیاوردند. در این مقطع از خدمت مسیح، دشمنی رهبران مذهبی به درجه ای رسیده بود که آنان قصد هلاکت و کشتن مسیح را داشتند و منتظر فرصتی مناسب بودند که نقشه خود را عملی سازند؛ آیات زیر این موضوع را روشن می سازد:

14امّا فَریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند. متی ۱۲: ۱۴

16«این نسل را به چه تشبیه کنم؟ همچون کودکانی هستند که در بازار می‌نشینند و به همبازیهای خود ندا می‌کنند:
17«”برای شما نی نواختیم، نرقصیدید؛
مرثیه خواندیم، سینه نزدید.“
18زیرا یحیی آمد که نه می‌خورَد و نه می‌نوشد؛ می‌گویند: ”دیو دارد.“ 19پسر انسان آمد که می‌خورَد و می‌نوشد؛ می‌گویند: ”مردی است شکمباره و میگسار، دوست خَراجگیران و گناهکاران.“ امّا حقانیت حکمت را اعمال آن به‌ثبوت می‌رساند.»
20آنگاه عیسی به سرزنش شهرهایی پرداخت که با اینکه بیشترِ معجزاتش در آنها انجام شده بود، توبه نکرده بودند. 21«وای بر تو، ای خورَزین! وای بر تو، ای بِیت‌صِیْدا! زیرا اگر معجزاتی که در شما انجام شد در صور و صیدون روی می‌داد، مردم آنجا مدتها پیش در پلاس و خاکستر توبه کرده بودند. 22امّا یقین بدانید که در روز داوری، تحمل مجازات برای صور و صیدون آسانتر خواهد بود، تا برای شما. 23و تو ای کَفَرناحوم، آیا تا به فلک سر خواهی افراشت؟ هرگز، بلکه تا به اعماق هاویه فرو خواهی افتاد. زیرا اگر معجزاتی که در تو انجام شد در سُدوم رخ می‌داد، تا به امروز بر جا می‌ماند. 24امّا یقین بدان که در روز داوری، تحمل مجازات برای سُدوم آسانتر خواهد بود، تا برای تو.» متی ۱۱: ۱۶-۲۴

22آنگاه مردی دیوزده را که کور و لال بود نزدش آوردند و عیسی او را شفا داد، به گونه‌ای که توانست ببیند و سخن بگوید. 23پس آن جماعت همه در شگفت شدند و گفتند: «آیا این مرد همان پسر داوود نیست؟» 24امّا چون فَریسیان این را شنیدند، گفتند: «به یاری بِعِلزِبول، رئیس دیوهاست که دیوها را بیرون می‌کند و بس!» 25عیسی افکار آنان را دریافت و بدیشان گفت: «هر حکومتی که بر ضد خود تجزیه شود، نابود خواهد شد، و هر شهر یا خانه‌ای که بر ضد خود تجزیه شود، پابرجا نخواهد ماند. 26اگر شیطان، شیطان را بیرون کند، بر ضد خود تجزیه شده است؛ پس چگونه حکومتش پابرجا خواهد ماند؟ متی ۱۲: ۲۲-۲۶

مسیح در ابتدای خدمتش در مورد ملکوت خدا، پیام انجیل و حقایق الهی به صراحت با مردم صحبت می کرد که نمونه ای از آن را می توانید در فصل های ۵ تا ۷ انجیل متی ( موعظه سر کوه مسیح) ملاحظه کنید. اما به تدریج و با افزایش دشمنی و کینه رهبران و همچنین بی ایمانی مردم هرچند مسیح همچنان به انجام معجزات در میان قوم ادامه داد ولی از بیان صریح حقایق الهی به آنان کاست و این حقایق را در قالب مَثَل ها به آنان بازگو کرد!
دو نکته چشمگیر در مَثل های مسیح مشهود بود اول اینکه مسیح معنی روحانی نهفته در مَثَل ها را که داستان های کوتاه بودند برای عموم مردم بازگو نمی کرد و بنابراین یهودیان با شنیدن این مثل ها هر چند معانی سطحی آنها را که مربوط به زندگی روزمره شان بود پی میبردند ولی حقایق روحانی پنهان در این مثل ها را درک نمی کردند؛ دوم اینکه مسیح معانی این مثل ها را برای شاگردانش به طور خصوصی بیان می کرد و حقایق روحانی که در قالب مثل ها و داستان های کوتاه بیان می شد به راحتی در ذهن شاگردان ضبط می شد و به همین دلیل این مثل ها در اناجیل ثبت شده است و تا امروز نیز از جذابیت خاصی نزد ایمانداران برخوردار هستند. اما چرا مسیح از بیان صریح حقایق الهی به مردم بی ایمان زمانه اش خودداری می ورزید؟ جواب این سوال را در لابلای بررسی فصل ۱۳ ارائه خواهیم داد.
حال اجازه دهید به بررسی فصل ۱۳ انجیل متی بپردازیم:

1همان روز، عیسی از خانه بیرون آمد و کنار دریا بنشست. 2امّا چنان جماعت بزرگی او را احاطه کردند که سوار قایقی شد و بنشست، در حالی که مردم در ساحل ایستاده بودند. 3سپس بسیار چیزها با مَثَلها برایشان بیان کرد. گفت: «روزی برزگری برای بذرافشانی بیرون رفت. 4چون بذر می‌پاشید، برخی در راه افتاد و پرندگان آمدند و آنها را خوردند. 5برخی دیگر بر زمین سنگلاخ افتاد که خاک چندانی نداشت؛ پس زود سبز شد، چرا که خاک کم‌عمق بود. 6امّا چون خورشید برآمد، بسوخت و چون ریشه نداشت، خشکید. 7برخی میان خارها افتاد، و خارها نمو کرده، آنها را خفه کرد. 8امّا بقیۀ بذرها بر زمین نیکو افتاد و بار آورد: بعضی صد برابر، بعضی شصت و بعضی سی. 9هر که گوش دارد، بشنود.» متی ۱۳: ۱- ۹



منظور از دریا در آیه اول دریاچه جلیل واقع در شمال سرزمین یهودیه در منطقه جلیل است (تصویر بالا)؛ به دلیل وجود تپه های اطراف و انعکاس صوت از سطح دریا به سوی تپه های مقابل، مسیح با قرار گرفتن روی قایق و اندکی دورتر از ساحل می توانست به راحتی با انبوهی از جماعت که بر دامنه این تپه ها می ایستادند صحبت کند.
همانطور که اشاره کردم مسیح با مردم در قالب مَثَل ها صحبت می کرد. متی در فصل ۱۳ به هفت مَثل اشاره می کند. مَثل «برزگر» مثلی بسیار ساده است که مردم قرن اول میلادی که زندگی خود را با کشاورزی و دامپروری می گذراندند به راحتی آن را درک می کردند. هیچ معنی غامضی در این مثل از نظر درک سطحی آن وجود ندارد. کشاورزان بعد از آماده کردن زمین و شخم زدن آن، بذر گندم را درون کیسه ای که بر شانه آویزان بود می ریختند و هر بار مشتی از بذر را با حرکت دست بر روی زمین زراعی پخش می کردند و با رفت و برگشت در طول زمین و تکرار این عمل کل زمین زراعی را بذر افشانی می کردند. زمین های زراعی با جاده های باریکی از یکدیگر جدا می شدند و مردم برای عبور از میان کشتزارها از این مسیرهای باریک استفاده می کردند؛ به مرور زمان سطح این گذرگاه ها به دلیل تردد زیاد همراه با تابش آفتاب سوزان تابستان و سرما و یخبندان زمستان بسیار سخت و محکم میشد و اگر دانه ها بر روی این راه ها می افتادند رشد نمی کردند زیرا سفت و سخت و غیرقابل نفوذ بودند و در نتیجه پرندگان به راحتی و بلافاصله آن دانه ها را می خوردند. مردم عادی به خوبی به این امر نیز واقف بودند که بخش هایی از زمین های زراعی خاکی کم عمق داشتند و زیر خاک عملا تخته سنگهای بزرگی بود که امکان بیرون آوردن آنها هنگام شخم زدن وجود نداشت و بنابراین خوشه های اندکی در این نواحی به بار می آمدند زیرا قوت خاک اندک بود و آب کمی در خاک نفوذ می کرد. برخی جاها نیز به دلیل وجود ریشه های باقی مانده علف های هرز و خارها، به مرور زمان با دانه های گندم رشد می کردند و مانع باروری خوشه های گندم میشدند.
چیزی که مردم عادی از معنی روحانی مَثل فوق درک کردند احتمالا بسیار محدود و در حد حدس و گمان شخصی می بود.
در ادامه شاگردان مسیح از وی سوالاتی می پرسند:

10آنگاه شاگردان نزد او آمده، پرسیدند: «چرا با این مردم با مَثَلها سخن می‌گویی؟» 11پاسخ داد: «درک رازهای پادشاهی آسمان به شما عطا شده است، امّا نه به آنان. 12زیرا به آن که دارد، بیشتر داده خواهد شد تا به‌فراوانی داشته باشد، و از آن که ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد. 13از این رو با ایشان به مَثَلها سخن می‌گویم، زیرا:
«می‌نگرند، امّا نمی‌بینند؛
گوش می‌کنند، امّا نمی‌شنوند و نمی‌فهمند.
14نبوّت اِشعیا در مورد آنها تحقق می‌یابد که می‌گوید:
«”به گوش خود خواهید شنید، امّا هرگز نخواهید فهمید؛
به چشم خود خواهید دید، امّا هرگز درک نخواهید کرد.
15زیرا دل این قوم سخت شده، گوشهایشان سنگین گشته، و چشمان خود را بسته‌اند، مبادا با چشمانشان ببینند، و با گوشهایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند و بازگشت کنند و من شفایشان بخشم.“ متی ۱۳: ۱۰-۱۵

حتی شاگردان مسیح متوجه این قضیه شدند که سبک تعلیم مسیح در این برهه خاص تغییر یافته و مسیح با مَثل ها با مردم عادی گفتگو می کند!
در آیه ۱۵، نبوتی از اشعیا نبی در عهد عتیق به وضوح علت این امر را به بی ایمانی و سخت دلی مردم نسبت می دهد. زمانی که انسان ها با شنیدن حقایق الهی با بی تفاوتی از کنار آن می گذرند خداوند حقایق بیشتری را برای آنان آشکار نخواهد کرد!

11پس اکنون با لبانی اَلکَن و زبانی غریب
با این قوم سخن خواهد گفت،
12قومی که بدیشان فرموده بود:
«استراحتگاه همین است؛
پس خستگان را استراحت بخشید!
و مکان آرامی همین است؛»
اما نخواستند بشنوند.
13پس حال کلام خداوند برای ایشان
کلمات بی‌معنی و عبارات نامفهوم خواهد بود،
کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا،
تا رفته، از پشت بیفتند
و مجروح گشته، در دام گرفتار آیند و اسیر گردند. اشعیا نبی ۲۸: ۱۱-۱۳

خدا به دو دلیل این کار را انجام می دهد: دلیل اول داوری و خشم الهی است. خدا انسان هایی را که نسبت به حقایق الهی آشکار شده بی تفاوت باشند و یا به این حقایق ایمان نیاورند از شنیدن یا درک حقایق بیشتر محروم خواهد کرد تا در ظلمت و بطالت ذهن خود واگذاشته شوند! و این عین داوری است زیرا رفته رفته امید به توبه و نجات این افراد بسیار اندک می شود:

19زیرا آنچه از خدا می‌توان شناخت بر آنان آشکار است، چون خدا آن را بر ایشان آشکار ساخته است. 20زیرا از آغاز آفرینش جهان، صفات نادیدنیِ خدا، یعنی قدرتِ سرمدی و الوهیت او را می‌توان با ادراک از امور جهانِ مخلوق، به‌روشنی دید. پس آنان را هیچ عذری نیست. 21زیرا هرچند خدا را شناختند، امّا او را چون خدا حرمت نداشتند و سپاس نگفتند، بلکه در اندیشۀ خود به بطالت گرفتار آمدند و دلهای بی‌فهمِ ایشان را تاریکی فرا گرفت… 4پس خدا نیز ایشان را در شهوات دلشان به ناپاکی واگذاشت، تا در میان خودْ بدنهای خویش را بی‌حرمت سازند. 25آنان حقیقتِ خدا را با دروغ معاوضه کردند و مخلوق را به جای خالق پرستش و خدمت نمودند، خالقی که تا ابد او را سپاس باد. آمین.
26پس خدا نیز ایشان را در شهواتی شرم‌آور به حال خود واگذاشت…

28و همان‌گونه که برای آنان شناخت خدا ارزشی نداشت، خدا نیز آنان را به ذهنی فرومایه واگذاشت تا مرتکب اعمال ناشایست شوند. رومیان ۱: ۱۹-۲۸

بنابراین خدا انسان ها را در مقطعی خاص به دلیل سنگدلی و بی ایمانی به ذهن مردود و باطلشان رها می کند تا بیش از پیش در تاریکی و ظلمت خود فرو روند. دومین دلیلی که خدا حقایق بیشتری را برای بی ایمانان مکشوف نمی سازد فیض و رحمت خدا است بدین معنی که خدا حقایق آشکار شده برای بی ایمانان را به دلیل محبت و رحمتش محدود می سازد تا داوری سخت تر و هولناک تری در آینده نصیبشان نگردد!
بی ایمانی انسان ها در نهایت به کوری کامل روحانی ختم میگردد که نتیجه داوری الهی است بدین معنی که اگر قبلا امید اندکی به نجات فردی وجود داشت حال که خدا او را به بطالت ذهنش وا گذاشته است دیگر هرگز وارث حیات ابدی نخواهد شد؛ همچنین بی ایمانی و بی تفاوتی انسان ها باعث می شود که شیطان و فرشتگان شریر بیش از پیش بر ذهن و ضمیر شان حاکم شوند و آنان را در گرداب دروغ و فریب و تباهی غرق کنند که به نابینایی مضاعف منجر می شود:

4خدای این عصر ذهنهای بی‌ایمانان را کور کرده تا نورِ انجیلِ جلالِ مسیح را که صورت خداست، نبینند. دوم قرنتیان ۴: ۴
{در آیه فوق منظور پولس رسول از «خدای این عصر» شیطان است. خداوند مطابق تقدیر اسرارآمیز خویش به شیطان به طور محدود و موقت این اجازه را داده است تا بر سیستم حاکم بر این دنیای سقوط کرده ( سیاست، اقتصاد، فرهنگ، فلسفه و ایدئولوژی های گوناگون، آموزش، سرگرمی ها …) فرمانروایی کند.}

بنابراین بی ایمانی انسان ها نسبت به حقایق آشکار شده در جهان هستی (مکاشفه عام خدا) و حقایق آشکار شده در کتاب مقدس (مکاشفه خاص) نتایج بسیار مخرب و مرگباری به بار می آورد که به کوری و جهالت عمیق روحانی و در نهایت مرگ ابدی منجر می شود. از سویی دیگر هر چه بیشتر در معرض این حقایق قرار گیرید ولی همچنان نسبت به آنها بی تفاوت باشید یا ایمان نداشته باشید داوری هولناک تری در انتظار شما خواهد بود؛ مثلا دانشمندانی که مکاشفه عام خدا را بیشتر درک می کنند و به شگفتی های جهان هستی بیشتر از مردم معمولی واقف هستند ولی همچنان به وجود خدا ایمان ندارند داوری سخت تری در انتظارشان خواهد بود به همین ترتیب کسانی که حقایق کلام خدا و انجیل مسیح را بیشتر از دیگران شنیده یا مطالعه کرده اند ولی همچنان با سخت دلی آنها را نمی پذیرند نیز در قبال این حقایق جوابگو خواهند بود!

16امّا خوشا به حال چشمان شما که می‌بینند و گوشهای شما که می‌شنوند. 17آمین، به شما می‌گویم، بسیاری از انبیا و پارسایان مشتاق بودند آنچه را شما می‌بینید، ببینند و ندیدند، و آنچه را شما می‌شنوید، بشنوند و نشنیدند. متی ۱۳: ۱۶و۱۷

بدون شک رسولان و سایر شاگردان وفادار مسیح که در طول سه سال خدمت زمینی مسیح، شاهدان عینی تعالیم و معجزات مسیح بودند جایگاهی ویژه و ممتاز داشتند که در تاریخ بشر هرگز تکرار شدنی نیست. با وجود این، همه ایمانداران واقعی به مسیح نیز در طول عصر کلیسا به دلیل اینکه حقایق الهی آشکار شده در کتاب مقدس و مکاشفه خاص خدا را به طور کامل درک می کنند و به آن حقایق ایمان راسخ دارند سعادتمند و دارای امتیاز ویژه ای هستند؛ این در حالیست که ایمانداران واقعی که قبل از عیسی مسیح در اعصار گذشته می زیستند به دلیل اینکه پیشگویی های کتاب مقدس در مورد آمدن مسیح هنوز تحقق نیافته بودند و بسیاری از پیشگویی ها جنبه اسرارآمیز و مبهم داشتند از چنین امتیازی برخوردار نبودند.

27آنگاه به توما گفت: «انگشت خود را اینجا بگذار و دستهایم را ببین، و دست خود را پیش آور و در سوراخ پهلویم بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان داشته باش.» 28توما به او گفت: «خداوند من و خدای من!» 29عیسی گفت: «آیا چون مرا دیدی ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنان که نادیده، ایمان آورند.» یوحنا ۲۰: ۲۷-۲۹

مسیح در ادامه فصل ۱۳ متی می افزاید:

18«پس شما معنی مَثَل برزگر را بشنوید: 19هنگامی که کسی کلام پادشاهی آسمان را می‌شنود امّا آن را درک نمی‌کند، آن شَریر می‌آید و آنچه را در دل او کاشته شده، می‌رباید. این همان بذری است که در راه کاشته شد. 20و امّا بذری که بر زمین سنگلاخ افتاد کسی است که کلام را می‌شنود و بی‌درنگ آن را با شادی می‌پذیرد، 21امّا چون در خود ریشه ندارد، تنها اندک زمانی دوام می‌آورَد. وقتی به سبب کلام، سختی یا آزاری بروز می‌کند، در دم می‌افتد. 22بذری که در میان خارها کاشته شد، کسی است که کلام را می‌شنود، امّا نگرانیهای این دنیا و فریبندگی ثروت، آن را خفه می‌کند و بی‌ثمر می‌سازد. 23امّا بذری که در زمین نیکو کاشته شد کسی است که کلام را می‌شنود و آن را می‌فهمد و بارور شده، صد، شصت یا سی برابر ثمر می‌آورد.»متی ۱۳: ۱۸-۲۳

کلام پادشاهی آسمان، همان انجیل عیسی مسیح است که تنها راه ورود به ملکوت و پادشاهی آسمان است. پادشاهی آسمان یا ملکوت خدا نیز حیطه ای است که خوشبختی، حیات و حاکمیت خدا در آن حاکم است. مسیح در موعظه سر کوه خود در انجیل متی ‌۵: ۱-۶ می گوید:

1چون عیسی آن جماعتها را دید، به کوهی برآمد و بنشست. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند 2و او به تعلیم دادنشان آغاز کرد و گفت:
3«خوشا به حال فقیرانِ در روح،
زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است.
4خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت.
5خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد.
6خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد.

مسیح در آیات فوق مراحل نجات و تنها راه ورود به ملکوت آسمان را روشن می سازد. ایماندار واقعی کسی است که به ورشکستگی و فقر روحانی خود پی می برد و متوجه می شود که هرگز با عدالت شخصی، تلاش انسانی و پیروی از شریعت یا هر اصول اخلاقی دیگر قادر نیست از گناه و مرگ نجات یابد. فقر روحانی به بدین معنا است که انسان به دلیل گناهکار بودن فاقد حیات و خوشبختی خدا است و هیچ رابطه ای با او ندارد.
کسی که به چنین درکی نائل گردد ماتمی که منجر به توبه می شود وجودش را فرا می گیرد و با فروتنی متوسل به فیض خدا برای نجات از مرگ ابدی می شود که در کفاره مسیح برای وی آماده شده است. این کفاره گناه از طریق مرگ و قیام مسیح برای گناهکاران فراهم شده است. حال شخصی که به فقر روحانی خود پی برده است و می داند که هرگز با عدالت شخصی قادر به خشنودی خدا نیست تشنه و گرسنه عدالتی می شود که متعلق به مسیح است.( بررسی کامل فصل پنجم و ششم انجیل متی را می توانید در بخش کتاب مقدس برای تمام فصول هفته دوم و چهارم مطالعه کنید.)
اکثر انسان ها با شنیدن کلام پادشاهی آسمان و پیام انجیل مطلقا به آن علاقه ای نشان نمی دهند و با بی تفاوتی از کنار آن می گذرند و آن را فراموش می کنند و یا حتی با دشمنی و تنفر نسبت به آن واکنش نشان می دهند. این همان بذری است که در راه کاشته شده است و پرندگان آنها را می خورند. همانطور که قبلا اشاره کردیم:

4خدای این عصر ذهنهای بی‌ایمانان را کور کرده تا نورِ انجیلِ جلالِ مسیح را که صورت خداست، نبینند. دوم قرنتیان ۴: ۴

بنابراین شنیدن کلام پادشاهی آسمان هیچ تاثیری در زندگی این افراد ندارد و مانند خاک رُسی که هر چه بیشتر در معرض تابش آفتاب قرار گیرد سفت تر و سخت تر می شود قلب این افراد نیز هر چه بیشتر در معرض کلام خدا قرار گیرد سخت تر و بی ایمان تر می شود!
انسان ها چنان در سیستم مادی و ایدئولوژی های این دنیا غرق شده اند و در وجودشان به یک رضامندی پوشالی و فریبنده رسیده اند که ابدا پیام انجیل برای آنان جذبه ای ندارد.
مسیح در ادامه می افزاید:

20و امّا بذری که بر زمین سنگلاخ افتاد کسی است که کلام را می‌شنود و بی‌درنگ آن را با شادی می‌پذیرد، 21امّا چون در خود ریشه ندارد، تنها اندک زمانی دوام می‌آورَد. وقتی به سبب کلام، سختی یا آزاری بروز می‌کند، در دم می‌افتد. متی ۱۳: ۲۰و۲۱

برخلاف گروه نخست عده ای از انسان ها نسبت به کلام پادشاهی خدا واکنشی مثبت نشان می دهند و حتی آن را با خوشی می پذیرند. کلمه «شادی» در آيه ۲۰ به معنی شادی عمیق که نتیجه نجات، حیات ابدی و میوه روح القدس است نیست بلکه به معنی خوشی آنی و موقتی است که نتیجه «هیجان» یا «احساس» است. توجه کنید که توبه و ایمان واقعی با درک فقر روحانی و گناه آغاز می شود که نتیجه آن در وهله اول ماتمی عمیق است که فرد را وا می دارد که نزد خداوند به گناه خود معترف شود و برای نجات به فیض و عدالت مسیح متوسل شود.
اما بر خلاف ایمانداران واقعی، این افراد معمولا به دلایلی دیگر به مسیح علاقه مند می شوند ولی درک روحانی بسیار سطحی از انجیل مسیح دارند که ریشه در کلام خدا ندارد. انسان ها به دلایل مختلف ممکن است جذب مسیح شوند مثلا کسی که از بیماری خاصی رنج می برد ممکن است به امید اینکه شفا یابد به کلیسایی مراجعه کند و برای مدتی به مسیح علاقه مند گردد یا کسی که از باورهای قبلی خود نتیجه ای حاصل نکرده است و ناامید شده است ممکن است کتاب مقدس را مطالعه کند و بدون داشتن درک عمیق از حقایق آن خود را ایماندار به مسیح بداند. ایمان سطحی و ناپایدار ریشه در هیجان و انگیزه های دنیوی دارد. چنین ایمانی دیر یا زود ماهیت خود را نشان می دهد و با روبرو شدن با مشکلات، تجربیات تلخ، جفا و زحمات… متلاشی می شود و اثری از آن باقی نمی ماند!
چنین ایمانی بر کفاره مسیح استوار نیست بلکه بر احساسات استوار است. این افراد درک دقیقی از پیام انجیل ندارند.

1و اما، ای برادران، اکنون می‌خواهم انجیلی را که به شما بشارت دادم به یادتان آورم، همان انجیل که پذیرفتید و بدان پایبندید 2و به وسیلۀ آن نجات می‌یابید، به شرط آنکه کلامی را که به شما بشارت دادم، استوار نگاه دارید. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آورده‌اید.
3زیرا من آنچه را که به من رسید، چون مهمترین مطلب به شما سپردم: اینکه مسیح مطابق با کتب مقدّس در راه گناهان ما مرد، 4و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست،…» اول قرنتیان ۱۵: ۱-۴

معمولا این افراد عضو کلیسا هایی هستند که پیامشان بر معجزات مسیح، هیجان و احساسات، مثبت اندیشی و مسایل روزمره استوار است. چنین پیامی به نجات انسان ها منجر نمی شود و نتیجه آن بسیار تلخ و مرگبار است. متاسفانه هر روز به تعداد این کلیسا ها در نقاط مختلف دنیا افزوده می شوند. خداوند گاهی با آتش جفا، کلیسای واقعی خود را پاکسازی می کند و افرادی که حاضر نیستند هزینه ای در این راه متحمل شوند کلیسا را ترک می کنند.
خاک سوم خاکی است که خار و علف هرز در آن مانع از ثمردهی بذرها می شود. مسیح در مورد این افراد می گوید:

22بذری که در میان خارها کاشته شد، کسی است که کلام را می‌شنود، امّا نگرانیهای این دنیا و فریبندگی ثروت، آن را خفه می‌کند و بی‌ثمر می‌سازد. متی ۱۳: ۲۲

گروه سوم افرادی هستند که علاقه آنها به دنیا و مادیات به قدری است که محبتشان بین خدا و دنیا تقسیم شده است. آنان هم خدا را می خواهند و هم خرما را!
توجه کنید که این گروه حتی ممکن است درک نسبتا دقیقی از انجیل مسیح نیز داشته باشند ولی با وجود این سرسپردگی و اعتماد آنان به خدا صد در صد نیست.
داوود پادشاه در مزمور ۸۶: ۱۱ نزد خدا دعا می کند:

« 11خداوندا، راه خود را به من بیاموز، تا در حقیقت تو گام بردارم. دل مرا واحد گردان تا از نام تو ترسان باشم.»

اگر قلب شما واحد و یکپارچه نباشد و میان خدا و دنیا تقسیم شده باشد در این صورت ایمان شما واقعی و حقیقی نیست.

۴…هر که در پی دوستی با دنیاست، خود را دشمن خدا می‌سازد…7پس تسلیم خدا باشید. در برابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خواهد گریخت. 8به خدا نزدیک شوید، که او نیز به شما نزدیک خواهد شد. ای گناهکاران، دستهای خود را پاک کنید، و ای دو دلان، دلهای خود را طاهر سازید. 9به حالِ زار بیفتید و نُدبه و زاری کنید. خندۀ شما به ماتم، و شادی شما به اندوه بَدل گردد. 10در حضور خدا فروتن شوید تا شما را سرافراز کند. رساله یعقوب ۴: ۴-۱۰

15دنیا و آنچه را در آن است، دوست مدارید. اگر کسی دنیا را دوست بدارد، محبتِ پدر در او نیست. 16زیرا هر چه در دنیاست، یعنی هوای نَفْس، هوسهای چشم و غرورِ مال و مقام، نه از پدر بلکه از دنیاست. 17دنیا و هوسهای آن گذراست، امّا آن که ارادۀ خدا را به جا می‌آورد، تا ابد باقی می‌ماند. اول یوحنا ۲: ۱۵-۱۷

24«هیچ‌کس دو ارباب را خدمت نتواند کرد، زیرا یا از یکی نفرت خواهد داشت و به دیگری مهر خواهد ورزید، و یا سرسپردۀ یکی خواهد بود و دیگری را خوار خواهد شمرد. نمی‌توانید هم بندۀ خدا باشید، هم بندۀ پول. متی ۶: ۲۴

36«ای استاد، بزرگترین حکم در شریعت کدام است؟» 37عیسی پاسخ داد: «”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما.“ 38این نخستین و بزرگترین حکم است. 39دوّمین حکم نیز همچون حکم نخستین است: ”همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت نما.“ 40تمامی شریعت موسی و نوشته‌های پیامبران بر این دو حکم استوار است.»متی ۲۲: ۳۶-۳۹

حفظ توازن بین خدا و دنیا کاری بسیار بسیار مشکل است و در نهایت سقوط در آغوش دنیا حتمی است!

8چون شَمعون پطرس این را دید، به پاهای عیسی افتاد و گفت: «ای خداوند، از من دور شو، زیرا مردی گناهکارم!» 9چه خود و همراهانش از واقعۀ صید ماهی شگفت‌زده بودند. 10یعقوب و یوحنا، پسران زِبِدی، نیز که همکار شَمعون بودند، همین حال را داشتند. عیسی به شَمعون گفت: «مترس، از این پس مردم را صید خواهی کرد.» 11پس آنها قایقهای خود را به ساحل راندند و همه چیز را ترک گفته، از پی او روانه شدند. لوقا ۵: ۸-۱۱ آیا دلمان نسبت به خدا واحد است؟ خاک نیکوی مَثل مسیح قلب واحد ایماندار واقعی به مسیح است که انجیل مسیح را عمیقا درک کرده است و نتیجه آن نجات و تولد تازه است که به تدریج میوه های روحانی در زندگی اش مشهود می شود. برای اینکه اطلاعات بیشتری در مورد میوه های روحانی داشته باشید به بررسی فصل ۱۵ انجیل یوحنا در بخش کتاب مقدس برای تمام فصول هفته ۱۶ مراجعه کنید.

مسیح در ادامه مثَل دیگری را نقل می کند:

24عیسی مَثَل دیگری نیز برایشان آورد: «پادشاهی آسمان همانند مردی است که در مزرعۀ خود بذرِ خوب پاشید. 25امّا هنگامی که مردمان در خواب بودند، دشمن وی آمد و در میان گندم، علفِ هرز کاشت و رفت. 26چون گندم سبز شد و خوشه آورد، علف هرز نیز ظاهر شد. 27غلامان صاحبخانه نزد او رفتند و گفتند: ”آقا، مگر تو بذر خوب در مزرعه‌ات نکاشتی؟ پس علف هرز از کجا آمد؟“ 28در جواب گفت: ”این کارِ دشمن است.“ غلامان از او پرسیدند: ”آیا می‌خواهی برویم و آنها را جمع کنیم؟“ 29گفت: ”نه! اگر بخواهید علفهای هرز را جمع کنید، ممکن است گندم را نیز با آنها از ریشه برکنید. 30بگذارید هر دو تا فصل درو با هم نمو کنند. در آن زمان به دروگران خواهم گفت که نخست علفهای هرز را جمع کرده دسته کنند تا سوزانده شود، سپس گندمها را گرد آورده، به انبار من بیاورند.“‌»…
36سپس عیسی جمعیت را ترک گفت و به داخل خانه رفت. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند و گفتند: «مَثَل علفهای هرز مزرعه را برای ما شرح بده.» 37او در پاسخ گفت: «شخصی که بذر خوب در مزرعه می‌کارد، پسر انسان است. 38مزرعه، این جهان است؛ و بذر خوب، فرزندان پادشاهی آسمانند. علفهای هرز، فرزندان آن شَریرند؛ 39و دشمنی که آنها را می‌کارد، ابلیس است. فصل درو، پایان این عصر است؛ و دروگران، فرشتگانند. 40همان‌گونه که علفهای هرز را جمع کرده در آتش می‌سوزانند، در پایان این عصر نیز چنین خواهد شد. 41پسر انسان فرشتگان خود را خواهد فرستاد و آنها هر چه را که باعث گناه می‌شود و نیز تمام بدکاران را از پادشاهی او جمع خواهند کرد 42و آنها را در کورۀ آتش خواهند افکند، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود. 43آنگاه پارسایان در پادشاهی پدر خود، همچون خورشید خواهند درخشید. هر که گوش دارد، بشنود.متی ۱۳: ۲۴- ۳۰؛۳۶-۴۳

مَثل علف های هرز (کَرکاسْ)، مَثل مهمی برای ایمانداران واقعی است زیرا مسیح در انتهای این بخش می گوید «هر که گوش دارد، بشنود.» که بر اهمیت این مثل تاکید می کند.
مَثل مسیح، دقیقا یکی از نقشه های بسیار موثر شیطان برای منحرف کردن بسیاری از انسان ها از حقیقت انجیل مسیح در سراسر تاریخ کلیسا را به تصویر می کشد. یکی از بهترین و موثرترین حربه های شیطان برای منحرف کردن انسان ها از حقیقت، جایگزین کردن پیام واقعی انجیل مسیح با پیغامی است که در آن خبری از الوهیت مسیح، واقعه سقوط انسان و گناه، مرگ و قیام مسیح و کفاره گناهان نیست! بدیهی است که چنین پیغامی ایمانداران غیر واقعی بسیاری تولید می کند. طبعا بی ایمانان و مردم دنیا نیز که اطلاع چندانی از ماهیت پیام واقعی انجیل و کلیسای واقعی مسیح ندارند همه ایمانداران غیر واقعی را مسیحی و کلیسا های تقلبی را به عنوان کلیسای واقعی مسیح قلمداد می کنند!
اجازه دهید به یک نمونه از این کلیسا ها که در کتاب مکاشفه عهد جدید به آن اشاره شده است نگاهی بیندازیم.
این کلیسا نمونه ای از همه کلیساهای تمام دوران هاست که اعضای آن ایمانداران غیر واقعی هستند. مسیح در بخشی از مکاشفه فصل سوم خطاب به کلیسای لائوُدیِکیه که در آسیای صغیر (ترکیه کنونی) قرار داشت می گوید:

17می‌گویی: ”دولتمندم؛ مال اندوخته‌ام و به چیزی محتاج نیستم.“ و غافلی که تیره‌بخت و اسف‌انگیز و مستمند و کور و عریانی. 18تو را پند می‌دهم که زرِ نابِ گذشته از آتش از من بخری تا دولتمند شوی؛ و جامه‌های سفید، تا به تن کنی و عریانی شرم‌آورت دیده نشود؛ و مرهم، تا بر چشمان خود بگذاری و بینا شوی…20هان بر در ایستاده می‌کوبم. کسی اگر صدای مرا بشنود و در به رویم بگشاید، به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من. مکاشفه یوحنا ۳: ۱۷-۲۰

در آیه ۲۰ مسیح حتی به این نکته صریحا اشاره می کند که بیرون از این کلیسا ایستاده است و بر در کلیسا می کوبد که نشانه این است که این کلیسا متعلق به او نیست!
این کلیسا جامه سفیدی که نشانه نجات و عادل شمردگی است بر تن نداشت و چشمان روحانی اش هنوز کور بود. کلیسای لائودیکیه نماینده کلیساهای تقلبی همه دوران هاست که به نحوی اسم مسیح را بر خود به یدک می کشند ولی خبری از انجیل و پیام مسیح و خود مسیح در آن نیست. توجه کنید که مطابق متن، اعضای کلیسای لائودیکیه خود را از نظر روحانی دولتمند می دانستند؛ این بدین معنا است که آنها هنوز از ورشکستگی روحانی خود مطلع نبودند و از گناهان خویش توبه نکرده بودند! متاسفانه شیطان با استراتژی های مخوف خود موفق شده است که چنین کلیساهایی را در سراسر دنیا تاسیس کند و با پیام های بَدَل ولی جذاب که رنگ و بوی مسیحی نیز دارند میلیون ها انسان را به کام مرگ و هلاکت ابدی فرو برد. به همین دلیل مسیح در مثل علف هرز می گوید که «مزرعه» کنایه از این دنیاست زیرا این کلیسا ها در سراسر دنیا پراکنده اند. اصطلاح «پسر انسان» در این مثل نیز اشاره به مسیح خداوند است که عنوانی است که در کتاب دانیال در عهد عتیق (حدود ۵۳۰ ق.م) به مسیح موعود داده شده است و یهودیان از آن به خوبی مطلع بودند:

13«چون در رؤیاهای شب می‌نگریستم، دیدم که به ناگاه کسی مانند پسر انسان با ابرهای آسمان می‌آمد. او نزد قدیم‌الایام رسید، و او را به حضور وی آوردند. 14حکومت و جلال و پادشاهی به او داده شد، تا تمامی قومها و ملتها و زبانها او را خدمت کنند. حکومت او حکومتی است جاودانه و بی‌زوال، و پادشاهی او زایل نخواهد شد. دانیال نبی ۷: ۱۳و۱۴

از سوی دیگر کلمه ای که در این مثل برای علف هرز بکار رفته است «کَرکاس» است که به گندم سمی نیز شهرت دارد و در خاورمیانه یکی از معضلاتی بود که کشاورزان در حین کاشت گندم با آن مواجه بودند زیرا در مراحل اولیه رشد بسیار شبیه گندم است و تشخیص آن با گندم تقریبا غیر ممکن است مگر در مراحل پایانی رشد که دانه های کرکاس بر خلاف دانه های گندم، سیاه رنگ و بسیار سمی هستند.
مسیح در این مثل به شاگردانش هشدار می دهد که آنها باید نسبت به این استراتژی شیطان هشیار باشند و از اینکه شیطان از این طریق نقشه های شوم خود را عملی می سازد ناامید نشوند زیرا پیروز نهایی از آن مسیح خداوند و ایمانداران واقعی است. پولس رسول نیز در این رابطه می گوید:

13زیرا چنین کسان، رسولان دروغین و کارگزارانی فریبکارند که خود را در سیمای رسولان مسیح ظاهر می‌سازند. 14و این عجیب نیست، زیرا شیطان نیز خود را به شکل فرشتۀ نور درمی‌آورد؛ 15پس تعجبی ندارد که خادمانش نیز خود را به خادمان طریق پارسایی همانند سازند. سرانجامِ اینان فراخور کارهایشان خواهد بود. دوم قرنتیان ۱۱: ۱۳و۱۴

در جایی دیگر پولس خطاب به تیموتائوس تاکید می کند:

1در برابر خدا و مسیحْ عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد، و نظر به ظهور او و پادشاهی‌اش، تو را مکلّف می‌سازم که 2کلام را موعظه کنی و به گاه و به بیگاه آمادۀ این کار باشی و با صبر بسیار و تعلیم دقیق، به اصلاح و توبیخ و تشویق بپردازی. 3زیرا زمانی خواهد آمد که مردم به تعلیم صحیح گوش فرا نخواهند داد، بلکه بنا به میل خویش، معلّمان بسیار گِرد خود خواهند آورد تا آنچه را که گوشهایشان طالب شنیدن آن است، از آنان بشنوند؛ 4و از گوش فرا دادن به حقیقت رویگردان شده، به سوی افسانه‌ها منحرف خواهند گشت. دوم تیموتائوس ۴: ۱-۴

در داوری نهایی تکلیف ایمانداران غیر واقعی روشن می شود و آنها همانند همه بی ایمانان به مجازات ابدی محکوم می شوند.

21 نه هر که مرا ،خداوند، خداوند، گوید داخل ملکوت آسمان گردد، بلکه آنکه ارادهٔ پدر مرا که در آسمان است بجا آورد.
22 بسا در آن روز مرا خواهند گفت، خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟
23 آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت که، هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید!
24 پس هر که این سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آرد، او را به مردی دانا تشبیه می‌کنم که خانهٔ خود را بر سنگ بنا کرد.
25 و باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزیده، بدان خانه زورآور شد و خراب نگردید زیرا که بر سنگ بنا شده بود.
26 و هر که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان مانَد که خانهٔ خود را بر ریگ بنا نهاد.
27 و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادها وزیده، بدان خانه زور آورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود. 28 و چون عیسی این سخنان را ختم کرد، آن گروه از تعلیم او در حیرت افتادند، 29 زیرا که ایشان را چون صاحب قدرت تعلیم می‌داد و نه مثل کاتبان. متی ۷: ۲۱-۲۹

در مقابل ایمانداران واقعی به مسیح به جلال آراسته شده و در بدنی فسادناپذیر در زمین جدید و آسمان جدید در سعادتمندی زندگی خواهند کرد.
اجازه دهید مَثل سوم و چهارم را بررسی کنیم:

31عیسی برای آنها مَثَلی دیگر آورد: «پادشاهی آسمان همچون دانۀ خردلی است که کسی آن را گرفت و در مزرعه‌اش کاشت. 32با اینکه دانۀ خردل از همۀ دانه‌ها کوچکتر است، امّا چون می‌روید بزرگتر از همۀ گیاهان باغ شده، به درختی بدل می‌شود، چندان که پرندگان آسمان آمده، در شاخه‌هایش آشیانه می‌سازند.»
33سپس برایشان مَثَلی دیگر آورده، گفت: «پادشاهی آسمان همچون خمیرمایه‌ای است که زنی برگرفت و با سه کیسۀ بزرگ آرد مخلوط کرد تا تمام خمیر وَر‌آمد.» متی ۱۳: ۳۱-۳۳

این دو مثل معانی مشابهی دارند و نحوه گسترش تدریجی و آهسته ولی در سطح جهانی ملکوت خدا را در میان انسان ها به تصویر می کشند. «کوچک همچون دانه خردل» به احتمال قوی ضرب المثل رایج یهودیان زمان مسیح بود؛ مسیح آن را در جای دیگری نیز تکرار می کند:

20پاسخ داد: «از آن رو که ایمانتان کم است. آمین، به شما می‌گویم، اگر ایمانی به کوچکی دانۀ خردل داشته باشید، می‌توانید به این کوه بگویید ”از اینجا به آنجا منتقل شو“ و منتقل خواهد شد و هیچ امری برای شما ناممکن نخواهد بود.متی ۱۷: ۲۰

مسیح در آیات فوق با اشاره به دانه خردل درس علمی و کشاورزی به شاگردانش نمی دهد بلکه صرفا هدفش القای این موضوع است که ملکوت خدا که از عده انگشت شماری ( شاگردانش) و در نقطه ای گمنام آغاز شده بود به تدریج همچون دانه خردل کوچکی که به آهستگی رشد می کند ولی به درختی بزرگ تبدیل می شود رشد خواهد کرد و پیام انجیل به سراسر دنیا خواهد رسید و برگزیدگان خدا از چهار گوشه دنیا حتی از دورافتاده ترین سرزمین ها نیز به این ملکوت خواهند پیوست. این گسترش بسیار تدریجی است و سال ها و قرن های متوالی طول خواهد کشید تا اینکه تعداد نجات یافتگان مطابق نقشه و اراده ازلی خداوند تکمیل گردد آنگاه تاریخ بشری به پایان خود می رسد.

14و این بشارت پادشاهی در سرتاسر جهان اعلام خواهد شد تا شهادتی برای همۀ قومها باشد. آنگاه پایان فرا خواهد رسید. متی ۲۴: ۱۴

برای رسولان و شاگردان مسیح درک این موضوع در آن مقطع بسیار سخت بود ولی بعد از مرگ و رستاخیز مسیح از مردگان برای رسولان مسیح این موضوع بسیار محرز شد.

18آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. 19پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید. متی ۲۸: ۱۸و۱۹

8امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.»
9عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. اعمال رسولان ۱: ۸و۹

14من خود را چه به یونانیان و چه به بَربَرها، چه به حکیمان و چه به جاهلان مدیون می‌دانم. 15از این رو، اشتیاق بسیار دارم که شما را نیز که در روم به سر می‌برید، بشارت دهم.
16زیرا از انجیل سرافکنده نیستم، چرا که قدرت خداست برای نجات هر کس که ایمان آوَرَد، نخست یهود و سپس یونانی. رومیان ۱: ۱۴-۱۶

به دلیل پیام نافذ محبت، صلح، نجات و حیات جاودانی انجیل حتی بسیاری از غیر مسیحیان مایلند در سایه ملکوت خدا زندگی کنند. مانند پرندگانی که در میان شاخه های درخت خردل آشیانه می سازند و در آن آسایش و استراحت می یابند بسیاری نیز مایلند در حیطه ملکوت آسمان و پیام آن استراحت و آسایش یابند.

مسیح در ادامه مَثل های گنج پنهان و مروارید نفیس را که معنای مشابهی دارند نقل می کند:

44«پادشاهی آسمان همچون گنجی است پنهان در دل زمین که شخصی آن را می‌یابد، سپس دوباره پنهانش می‌کند و از شادمانی می‌رود و آنچه دارد، می‌فروشد و آن زمین را می‌خرد.
45«همچنین پادشاهی آسمان مانند تاجری است جویای مرواریدهای نفیس. 46پس چون مروارید بسیار باارزشی می‌یابد، می‌رود و آنچه دارد، می‌فروشد و آن مروارید را می‌خرد. متی ۱۳: ۴۴-۴۶

در دو مَثل فوق، مسیح به این نکته مهم اشاره می کند که ورود به ملکوت آسمان از هر چیز دیگری در این دنیا ارزشمندتر است. کسی که این حقیقت بی نظیر را درک می کند حاضر است همه چیز را به خاطر ورود به ملکوت آسمان فدا سازد. هیچ چیزی در این جهان قابل مقایسه با کسب نجات و حیات جاودانی نیست. با ورود به ملکوت خدا شما به عنوان فرزند خداوند وارث ثروت بی انتهای خداوند و سعادت و خوشبختی ابدی می شوید؛ ثروت دنیوی، مقام، شغل، خانواده، وطن، دوستان، آسایش دنیوی، لذت های مادی… مطلقا قابل قیاس با ملکوت خدا نیستند. آثار حیات جاودانی و خوشبختی آسمانی همچون آفتابی که از طلوع صبح تا نیمروز، به درخشندگی و حرارتش لحظه به لحظه افزوده می شود از همان آغاز تولد دوباره، در زندگی یک ایماندار رو به تزاید خواهند بود و در زمان جلال یافتن نهایی و کسب بدنی فناناپذیر و ابدی که برای زندگی در زمین و آسمان جدید مناسب است به اوج خود خواهد رسید.
ناگفته نماند که به دلیل اینکه خدا موجودی ابدی و بی نهایت است و خوشبختی و ثروت او نامتناهی است سعادتمندی انسان هایی که در حضور او زیست خواهند کرد نیز بی انتها خواهد بود.
در این مقطع اشاره به این نکته ضروری است که انسان زمانی اوج نیکویی، شادی، لذت، خشنودی و آرامش را تجربه می کند که در حضور خدای واقعی ( نه خدای ساخته و پرداخته ذهن انسان های گناهکار) زیست کند و با او رابطه داشته باشد.
مسیح به این نکته مهم اشاره می کند که در زمین فلک زده و لعنت شده این دنیا گنجی عظیم و در دریای طوفانی و مواج دنیا مرواریدی نفیس نهفته شده است. کسانی که غرق در زندگی روزمره اند از وجود این گنج و مروارید غافل هستند. اصولا برای انسان هایی که از نظر روحانی مرده اند امور مربوط به ملکوت خدا بی معنی و غیر قابل درک است.

14امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمی‌پذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چرا که قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است. اول قرنتیان ۲: ۱۴

مانند کودکی که بستنی را به قطعه الماسی ترجیح می دهد انسان های غرق شده در باتلاق این دنیا نیز ابدا ارزش زندگی جاودانی را درک نمی کنند. لحظه ای که شخصی تولد دوباره می یابد و تبدیل به انسان روحانی می شود آنگاه به ارزش بی نظیر ملکوت خدا و حیات ابدی پی می برد. حیات ابدی شادی عظیم و عمیقی در قلب یابنده آن ایجاد می کند که قابل قیاس با هیچ چیزی در این دنیا نیست.
مسیح در این دو مَثل به این نکته نیز اشاره می کند که انسان ها در وضعیت های مختلف ممکن است وارد ملکوت خدا شوند گاهی شخصی کاملا تصادفی به این گنج عظیم دست می یابد و گاهی شخصی بعد از کاوش و جستجوی بسیار مروارید نفیس را پیدا می کند.
مَثل هفتم مسیح، داوری نهایی انسان ها را به تصویر می کشد:

47«و باز پادشاهی آسمان مانند توری است که به دریا افکنده می‌شود و همه‌گونه ماهی داخل آن می‌گردد. 48هنگامی که تور پر می‌شود، آن را به ساحل می‌کشند. سپس می‌نشینند و خوبها را در سبد جمع می‌کنند، امّا بدها را دور می‌اندازند. 49در پایان این عصر نیز چنین خواهد بود. فرشتگان خواهند آمد و بدکاران را از میان درستکاران بیرون خواهند کشید 50و آنها را در کورۀ آتش خواهند افکند، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود.»متی ۱۳: ۴۷-۵۰

چنین تصویر هولناکی از پایان عصر و روز داوری مو را بر تن هر انسانی باید راست کند. شنیدن این واقعیت تلخ از زبان مسیح خداوند که تجسم «محبت» است بسیار تعجب آور و باعث خوف است. ولی این در واقع نشانه محبت مسیح به انسان هاست! مسیح به همین دلیل به جهان آمد تا با فراهم کردن کفاره گناه انسان ها را از مرگ ابدی در جهنم نجات دهد. انجیل یعنی «خبر خوش» نجات و حیات ابدی از طریق مرگ و قیام مسیح!
مسیح آمده است تا انسان ها را از داوری نهایی نجات دهد. همه انسان ها باید واقعیت ترسناک و رعب انگیز جهنم را جدی بگیرند. شیطان و فرشتگان شریرش با استراتژی مخوف چنان کلمه «جهنم» را به زبان روزمره مردم تزریق کرده اند که این کلمه به کلمه ای عادی و روزمره تبدیل شده است. کلمه ای که هر کسی با شنیدنش باید از ترس به خود بلرزد تبدیل به تکیه کلام در زبان محاوره ای شده است و حتی کودکان نیز آن را بکار می برند.
جهنم یعنی مرگ ابدی که هرگز پایانی برای آن وجود ندارد. ظلمت و تاریکی ابدی که هیچ طلوعی برای آن وجود ندارد. این «مرگ» به معنی «نیستی» و «عدم» نیست که در این صورت بسیار قابل تحمل تر و بهتر می بود بلکه زیستن و وجود داشتن بدون تجربه قطره ای از حیات و خوشبختی خدا است. هیچ کسی نمی تواند این واقعیت را حتی در ذهنش متصور شود زیرا هر انسانی که بر کره خاکی پای می نهد از فیض عام الهی و برکات بی شمار وی بهره مند است و تا آخر عمرش از آنها لذت می برد. همه برکات الهی از اکسیژنی که تنفس می کنیم تا رابطه با دیگران، خوراکی های مختلف و رنگارنگ، تجربیات شیرین زندگی، زیبایی کره زمین و کهکشان ها… همه و همه فیض عام خدا برای همه انسان هاست که هر ثانیه زندگیشان آن را تجربه می کنند. ولی در جهنم دیگر فیض عامی وجود ندارد و جز خشم خدا که گناهکاران را خواهد بلعید چیز دیگری وجود ندارد.
قبلا بارها اشاره کردیم که ایمانداران واقعی مسیح برای زندگی در زمین و آسمان جدید و تجربه همه برکاتی که خداوند برای فرزندانش مهیا می سازد با بدنی پر جلال و ابدی همچون بدن مسیح بعد از رستاخیزش از مردگان آراسته خواهند شد. به همین منوال بی ایمانان نیز با بدنی ابدی که برای تحمل جهنم مناسب است ملبس خواهند گشت. این واقعیت ها بسیار تلخ و هولناک هستند. هر کسی که این پیام را می شنود باید آن را بسیار جدی تلقی کند و به دیگران نیز این پیام را منتقل کند. فقط تصور کنید که وارد مکانی شوید که خدا در ابتدا آن را برای شیطان و فرشتگان شریر آماده کرده است. کسانی که جهنم آنها را خواهد بلعید باید ابدیت خود را با دردی توصیف ناپذیر در کنار کرورها کرور فرشتگان مخوف و شریر سپری کنند.
به همین دلیل پیام انجیل بشارت خوشی عظیم است زیرا نه تنها انسان ها را از جهنم نجات می دهد بلکه آنها را به اوج خوشبختی و سعادت می رساند. مسیح بیشتر از هر کسی در کل کتاب مقدس در مورد جهنم سخن گفته است زیرا او دقیقا می داند که چه چیز هولناکی در انتظار کسانی است که به آن وارد خواهند شد.
مسیح نجات دهنده به این جهان آمده است تا در وهله اول ما را از داوری نهایی که در آن خودش داور عادل است نجات دهد!
در تارنمای فیض و راستی در هر فرصتی سعی کرده ایم تا اهمیت این موضوع را به خوانندگان منتقل کنیم.

10و ابلیس، که آنان را فریب داده بود، به دریاچۀ آتش و گوگرد افکنده شد، جایی که آن وحش و نبی کذّاب افکنده شده بودند. اینان روز و شب تا ابد عذاب خواهند کشید. 11آنگاه تخت بزرگ و سفیدی دیدم، و کسی را که بر آن نشسته بود. آسمان و زمین از حضور او می‌گریختند و جایی برای آنها نبود. 12و مردگان را دیدم، چه خُرد و چه بزرگ، که در برابر تخت ایستاده بودند. و دفترها گشوده شد. دفتری دیگر نیز گشوده شد که دفتر حیات است.
مردگان بر حسب اعمالشان، مطابق با آنچه که در آن دفترها نوشته شده بود، داوری شدند. 13دریا مردگانی را که در خود داشت، پس داد؛ مرگ و جهانِ مردگان نیز مردگان خود را پس دادند، و هر کس بر حسب اعمالی که انجام داده بود، داوری شد. 14و مرگ و جهانِ مردگان به دریاچۀ آتش افکنده شد. دریاچۀ آتش، مرگ دوّم است. 15و هر که نامش در دفتر حیات نوشته نشده بود، به دریاچۀ آتش افکنده شد. مکاشفه ۲۰: ۱۰-۱۵

«دریاچه آتش» در آیات فوق یا «کوره آتش» در متی ۱۳: ۵۰ اشاره نمادین به جهنم است. این آتش نماد درد و عذابی ابدی است که آن مکان را فرا گرفته است.
با افکنده شدن شیطان به دریاچه آتش (جهنم ابدی)، پیروزی نهایی مسیح خداوند بر شیطان و همه فرشتگان شریر رقم خواهد خورد و دیگر خبری از مرگ، گناه، شرارت و بدی در زمین و آسمان جدید نخواهد بود.

در ادامه متی فصل ۱۳ مسیح می افزاید:

51سپس پرسید: «آیا همۀ این مطالب را درک کردید؟» پاسخ دادند: «بله!» 52عیسی فرمود: «پس، هر عالِمِ دین که دربارۀ پادشاهی آسمان تعلیم گرفته باشد، همچون صاحبخانه‌ای است که از خزانۀ خود چیزهای نو و کهنه بیرون می‌آورد.» متی ۱۳: ۵۱و۵۲

مسیح به شاگردانش گوشزد می کند که با درک حقایق ملکوت آسمان آنها علاوه بر مکاشفه خاص خدا در عهد عتیق(چیزهای کهنه) به حقایق ملکوت آسمان(چیزهای نو) نیز دسترسی دارند. شاگردان مسیح با مجهز شدن به این حقایق و بشارت آن به دیگران و نگاشتن این حقایق در قالب عهد جدید کتاب مقدس انسان های بسیاری را از دریاچه آتش نجات داده اند.
در انتهای فصل ۱۳، متی به نمونه ای از سنگدلی و بی ایمانی مردم شهر ناصره اشاره می کند:

53چون عیسی این مَثَلها را به پایان رسانید، آن مکان را ترک گفت 54و به شهر خود رفته، در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ 55مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ 56مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمی‌کنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» 57پس به نظرشان ناپسند آمد. امّا عیسی به آنان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش!» 58و در آنجا به‌علت بی‌ایمانی ایشان، معجزات زیادی نکرد. متی ۱۳: ۵۳-۵۸

در آیه ۵۷ عبارت «نبی بی حرمت نباشد جز در شهر خود و خانه خودش» احتمالا ضرب المثل رایجی بود که یهودیان در زمان مسیح برای موقعیت هایی نظیر آنچه مسیح آن را تجربه می کرد بکار می بردند.
برای اینکه داوری مردم ناصره در انتهای زمان، سخت تر و هولناکتر نباشد مسیح معجزات بسیاری در آنجا به عمل نیاورد؛ به آیات زیر توجه کنید:

20آنگاه عیسی به سرزنش شهرهایی پرداخت که با اینکه بیشترِ معجزاتش در آنها انجام شده بود، توبه نکرده بودند. 21«وای بر تو، ای خورَزین! وای بر تو، ای بِیت‌صِیْدا! زیرا اگر معجزاتی که در شما انجام شد در صور و صیدون روی می‌داد، مردم آنجا مدتها پیش در پلاس و خاکستر توبه کرده بودند. 22امّا یقین بدانید که در روز داوری، تحمل مجازات برای صور و صیدون آسانتر خواهد بود، تا برای شما. 23و تو ای کَفَرناحوم، آیا تا به فلک سر خواهی افراشت؟ هرگز، بلکه تا به اعماق هاویه فرو خواهی افتاد. زیرا اگر معجزاتی که در تو انجام شد در سُدوم رخ می‌داد، تا به امروز بر جا می‌ماند. 24امّا یقین بدان که در روز داوری، تحمل مجازات برای سُدوم آسانتر خواهد بود، تا برای تو.» متی ۱۱: ۱۶-۲۴

در آخر اشاره به این نکته ضروری است که مطالعه دقیق کتاب مقدس و تفسیر صحیح آن ما را از تعالیم غلط و خطرناک که ابدا ریشه در کلام خدا ندارند و باعث تشویش و گمراهی می شوند برحذر می دارد. در آیات ۵۵ و ۵۶ مردم شهر ناصره خطاب به مسیح می گویند:

55مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ 56مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمی‌کنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟»

این در حالی است که کلیسای کاتولیک تعالیم غلط و خطرناکی همچون باکره بودن همیشگی مریم و تعالیم فراکتاب مقدسی که زاده تخیلات ذهن رهبران این کلیسا در طول تاریخ بوده است مطرح کرده اند که ابدا صحیح نیست و باعث گمراهی انسان های بسیار شده است. مریم مانند همه انسان های دیگر از نسل آدم و حوا بود و بنابراین برای رهایی از مرگ ابدی و نجات از گناه می بایست شخصا به مسیح ایمان می آورد و او را به عنوان نجات دهنده و خداوند خود می پذیرفت.

9عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. 10هنگامی که می‌رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند 11و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته‌اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت.»
12آنگاه شاگردان از کوه موسوم به زیتون به اورشلیم بازگشتند. آن کوه بیش از مسافت یک روز شَبّات با اورشلیم فاصله نداشت. 13چون به شهر رسیدند، به بالاخانه‌ای رفتند که اقامتگاهشان بود. آنان پطرس و یوحنا، یعقوب و آندریاس، فیلیپُس و توما، بَرتولْما و مَتّی، یعقوب فرزند حَلْفای و شَمعون غیور و یهودا فرزند یعقوب بودند. 14ایشان همگی به همراه زنان و نیز مریم مادر عیسی و برادران او، یکدل تمامی وقت خود را وقف دعا می‌کردند. اعمال رسولان ۱: ۹-۱۴

آیه ۱۴ تنها آیه ای است که در رابطه با مریم مادر عیسی بجز اناجیل در کتب عهد جدید آمده است!
تولد مسیح از مریم باکره یکی از اصول اساسی مسیحیت است زیرا مسیح به عنوان آدم دوم (آدم آسمانی) از نسل آدم اول (آدم خاکی و سقوط کرده) نبود و هیچ گناهی در جسم انسانی مسیح خداوند وجود نداشت؛ قبلا در مباحث دیگر بارها به اهمیت این موضوع اشاره کرده ایم ولی بعد از تولد مسیح، مریم و یوسف زندگی عادی با هم داشتند و مطابق آیات فوق فرزندان متعددی به دنیا آوردند.

فیض عیسی مسیح خداوند با شما باد. آمین



انجیل متی فصل ۱۳

مَثَل برزگر

1همان روز، عیسی از خانه بیرون آمد و کنار دریا بنشست. 2امّا چنان جماعت بزرگی او را احاطه کردند که سوار قایقی شد و بنشست، در حالی که مردم در ساحل ایستاده بودند. 3سپس بسیار چیزها با مَثَلها برایشان بیان کرد. گفت: «روزی برزگری برای بذرافشانی بیرون رفت. 4چون بذر می‌پاشید، برخی در راه افتاد و پرندگان آمدند و آنها را خوردند. 5برخی دیگر بر زمین سنگلاخ افتاد که خاک چندانی نداشت؛ پس زود سبز شد، چرا که خاک کم‌عمق بود. 6امّا چون خورشید برآمد، بسوخت و چون ریشه نداشت، خشکید. 7برخی میان خارها افتاد، و خارها نمو کرده، آنها را خفه کرد. 8امّا بقیۀ بذرها بر زمین نیکو افتاد و بار آورد: بعضی صد برابر، بعضی شصت و بعضی سی. 9هر که گوش دارد، بشنود.»
10آنگاه شاگردان نزد او آمده، پرسیدند: «چرا با این مردم با مَثَلها سخن می‌گویی؟» 11پاسخ داد: «درک رازهای پادشاهی آسمان به شما عطا شده است، امّا نه به آنان. 12زیرا به آن که دارد، بیشتر داده خواهد شد تا به‌فراوانی داشته باشد، و از آن که ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد. 13از این رو با ایشان به مَثَلها سخن می‌گویم، زیرا:
«می‌نگرند، امّا نمی‌بینند؛
گوش می‌کنند، امّا نمی‌شنوند و نمی‌فهمند.
14نبوّت اِشعیا در مورد آنها تحقق می‌یابد که می‌گوید:
«”به گوش خود خواهید شنید، امّا هرگز نخواهید فهمید؛ به چشم خود خواهید دید، امّا هرگز درک نخواهید کرد. 15زیرا دل این قوم سخت شده، گوشهایشان سنگین گشته، و چشمان خود را بسته‌اند، مبادا با چشمانشان ببینند، و با گوشهایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند و بازگشت کنند و من شفایشان بخشم.“
16امّا خوشا به حال چشمان شما که می‌بینند و گوشهای شما که می‌شنوند. 17آمین، به شما می‌گویم، بسیاری از انبیا و پارسایان مشتاق بودند آنچه را شما می‌بینید، ببینند و ندیدند، و آنچه را شما می‌شنوید، بشنوند و نشنیدند.
18«پس شما معنی مَثَل برزگر را بشنوید: 19هنگامی که کسی کلام پادشاهی آسمان را می‌شنود امّا آن را درک نمی‌کند، آن شَریر می‌آید و آنچه را در دل او کاشته شده، می‌رباید. این همان بذری است که در راه کاشته شد. 20و امّا بذری که بر زمین سنگلاخ افتاد کسی است که کلام را می‌شنود و بی‌درنگ آن را با شادی می‌پذیرد، 21امّا چون در خود ریشه ندارد، تنها اندک زمانی دوام می‌آورَد. وقتی به سبب کلام، سختی یا آزاری بروز می‌کند، در دم می‌افتد. 22بذری که در میان خارها کاشته شد، کسی است که کلام را می‌شنود، امّا نگرانیهای این دنیا و فریبندگی ثروت، آن را خفه می‌کند و بی‌ثمر می‌سازد. 23امّا بذری که در زمین نیکو کاشته شد کسی است که کلام را می‌شنود و آن را می‌فهمد و بارور شده، صد، شصت یا سی برابر ثمر می‌آورد.»
مَثَل علفهای سمّی

24عیسی مَثَل دیگری نیز برایشان آورد: «پادشاهی آسمان همانند مردی است که در مزرعۀ خود بذرِ خوب پاشید. 25امّا هنگامی که مردمان در خواب بودند، دشمن وی آمد و در میان گندم، علفِ هرز کاشت و رفت. 26چون گندم سبز شد و خوشه آورد، علف هرز نیز ظاهر شد. 27غلامان صاحبخانه نزد او رفتند و گفتند: ”آقا، مگر تو بذر خوب در مزرعه‌ات نکاشتی؟ پس علف هرز از کجا آمد؟“ 28در جواب گفت: ”این کارِ دشمن است.“ غلامان از او پرسیدند: ”آیا می‌خواهی برویم و آنها را جمع کنیم؟“ 29گفت: ”نه! اگر بخواهید علفهای هرز را جمع کنید، ممکن است گندم را نیز با آنها از ریشه برکنید. 30بگذارید هر دو تا فصل درو با هم نمو کنند. در آن زمان به دروگران خواهم گفت که نخست علفهای هرز را جمع کرده دسته کنند تا سوزانده شود، سپس گندمها را گرد آورده، به انبار من بیاورند.“‌»

مَثَل دانۀ خردل و مَثَل خمیرمایه

31عیسی برای آنها مَثَلی دیگر آورد: «پادشاهی آسمان همچون دانۀ خردلی است که کسی آن را گرفت و در مزرعه‌اش کاشت. 32با اینکه دانۀ خردل از همۀ دانه‌ها کوچکتر است، امّا چون می‌روید بزرگتر از همۀ گیاهان باغ شده، به درختی بدل می‌شود، چندان که پرندگان آسمان آمده، در شاخه‌هایش آشیانه می‌سازند.»
33سپس برایشان مَثَلی دیگر آورده، گفت: «پادشاهی آسمان همچون خمیرمایه‌ای است که زنی برگرفت و با سه کیسۀ بزرگ آرد مخلوط کرد تا تمام خمیر وَر‌آمد.»
34عیسی همۀ این مطالب را با مَثَلها برای جماعت بیان کرد و بدون مَثَل به آنها هیچ نگفت. 35این واقع شد تا کلام نبی به انجام رسد که گفته بود:
«دهان خود را به مَثَلها خواهم گشود، و آنچه را از آغاز جهان مخفی مانده است، بیان خواهم کرد.»

شرح مَثَل علفهای هرز

36سپس عیسی جمعیت را ترک گفت و به داخل خانه رفت. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند و گفتند: «مَثَل علفهای هرز مزرعه را برای ما شرح بده.» 37او در پاسخ گفت: «شخصی که بذر خوب در مزرعه می‌کارد، پسر انسان است. 38مزرعه، این جهان است؛ و بذر خوب، فرزندان پادشاهی آسمانند. علفهای هرز، فرزندان آن شَریرند؛ 39و دشمنی که آنها را می‌کارد، ابلیس است. فصل درو، پایان این عصر است؛ و دروگران، فرشتگانند. 40همان‌گونه که علفهای هرز را جمع کرده در آتش می‌سوزانند، در پایان این عصر نیز چنین خواهد شد. 41پسر انسان فرشتگان خود را خواهد فرستاد و آنها هر چه را که باعث گناه می‌شود و نیز تمام بدکاران را از پادشاهی او جمع خواهند کرد 42و آنها را در کورۀ آتش خواهند افکند، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود. 43آنگاه پارسایان در پادشاهی پدر خود، همچون خورشید خواهند درخشید. هر که گوش دارد، بشنود.

مَثَل گنج پنهان و مروارید نفیس

44«پادشاهی آسمان همچون گنجی است پنهان در دل زمین که شخصی آن را می‌یابد، سپس دوباره پنهانش می‌کند و از شادمانی می‌رود و آنچه دارد، می‌فروشد و آن زمین را می‌خرد.
45«همچنین پادشاهی آسمان مانند تاجری است جویای مرواریدهای نفیس. 46پس چون مروارید بسیار باارزشی می‌یابد، می‌رود و آنچه دارد، می‌فروشد و آن مروارید را می‌خرد.

مَثَل تور ماهیگیری

47«و باز پادشاهی آسمان مانند توری است که به دریا افکنده می‌شود و همه‌گونه ماهی داخل آن می‌گردد. 48هنگامی که تور پر می‌شود، آن را به ساحل می‌کشند. سپس می‌نشینند و خوبها را در سبد جمع می‌کنند، امّا بدها را دور می‌اندازند. 49در پایان این عصر نیز چنین خواهد بود. فرشتگان خواهند آمد و بدکاران را از میان درستکاران بیرون خواهند کشید 50و آنها را در کورۀ آتش خواهند افکند، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود.»
51سپس پرسید: «آیا همۀ این مطالب را درک کردید؟» پاسخ دادند: «بله!» 52عیسی فرمود: «پس، هر عالِمِ دین که دربارۀ پادشاهی آسمان تعلیم گرفته باشد، همچون صاحبخانه‌ای است که از خزانۀ خود چیزهای نو و کهنه بیرون می‌آورد.»

بی‌ایمانی مردم ناصره

53چون عیسی این مَثَلها را به پایان رسانید، آن مکان را ترک گفت 54و به شهر خود رفته، در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ 55مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ 56مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمی‌کنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» 57پس به نظرشان ناپسند آمد. امّا عیسی به آنان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش!» 58و در آنجا به‌علت بی‌ایمانی ایشان، معجزات زیادی نکرد.

راهنمایی           پنجره را ببندید X

با کلیک روی شماره آیات، تفسیر آنها را انتهای متن مطالعه کنید و با کلیک مجدد روی شماره آیات در بخش تفسیر به مکان اول در متن کتاب مقدس برگردید. برخی از آیات به دلیل وضوح معنایی تفسیر نشده اند و با کلیک روی شماره آنها اتفاقی نمی افتد.
همچنین با کلیک روی کلمات آبی رنگ و نگاه داشتن ماوس روی آنها در متن کتاب مقدس اطلاعات بیشتری در مورد آن کلمه در پنجره ای دیگر ظاهر می شود که با حرکت ماوس از روی کلمه آبی رنگ، آن پنجره بسته می شود.